محمد تقي جعفري
229
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
[ البته منظور ما رهبران الهى راستين و پيشتازان انسانشناس و انساندوست واقعى كه متأسفانه در اقليتاند ، نمىباشد ] گويا اينان ادعاى عليت عدالت را در بارهء به وجود آوردن جامعهء سالم و تمدن راستين ، پيش مىكشند ، و معلولى كه در نظر دارند ، سلطهء قدرتمندانه خودشان مىباشد در گذرگاه تاريخ مىتوان بطور فراوان با اين پديده رو برو شد كه قدرتمندانى زياد در آغاز كار ، وصول انسانهاى جامعه را به رشد و كمال و تمدن هدف ، و همهء موجوديت خود را وسيله اى براى دست يافتن جامعه به آن هدف معرفى كرده پس از رسيدن به قدرت ، ادعا و معرفى به كلى معكوس گشته ، خود را هدف و نه تنها مردم را ، بلكه خود آن هدفى را كه علت نهايى تحريك مردم منظور كرده بودند ، وسيله تلقى ميكنند مسئلهء دوم - منطق حركت و تحول جوامع در راه پيشرفت اينست كه حركت و تحول بهر گونه تلاش فكرى و عضوى و جرئت و گذشت از تمايلات سود جويانهء شخصى و تحمل ناگوارىها و بهره بردارى از ذخاير گوناگون انسانى بطور حتم احتياج دارد ، بطورى كه اندك مسامحه و تقصير در يكى از آن علل و شرايط بدون ترديد به همان اندازه موجب اختلال در حركت و تحول خواهد بود ، در اين مورد هم بطور فراوان ديده مىشود كه سطحى نگرىها ، پيشتازان قانون عليت را پس از وصول به ابتدائىترين نقاط پيروزى در تحول فراموش نموده استمرار و قوام نتيجهء حركت و تلاشها ( فرهنگ سالم و تمدن ) را يا به وجود خودشان مستند مىدارند و يا به عللى نسبت مىدهند كه جنبهء ساختگى و پرداختگى دارند . اين دو مسئلهء شگفتانگيز در نظر ساده لوحان موجب سستى يا شكست « قانون عليت » در مسائل انسانى تلقى ميشوند آنان مىگويند : فلاسفه و دانشمندان در بارهء تعميم « قانون عليت » دچار اشتباه بزرگى شدهاند و بايستى قلمرو انسانها را از قلمرو غير انسانها تفكيك نموده ، عليت را وارد قلمرو انسانها ننمايند ،